((داد معشوقه به عاشق پيغام))

كه اديسون شده با من در جنگ!

برق چشمان مرا مي دزدد

مي برد خانه هر بي فرهنگ!

در جهان نوري اگر مي بيني

هست از تابش اين چشم قشنگ!

گوييا قصد رقابت دارد

يا كه نابودي چشمان پلنگ!

فلذا نامthomas تا زنده ست

((شهد در كام من وتوست شرنگ))

((گر تو خواهي به وصالم برسي ))

بايد الساعه كني عزم فرنگ

روي و سينه thomas بدري

قبر او را بكني با خون رنگ!

چون كه ويزا و سفر گشت ok

بعد پيمودن صدها فرسنگ

عاشق بي خرد تيشه به دوش

وحشي و عاصي و در دست كلنگ

خدمت مخترع از ياد ببرد

پي يك مشت اراجيف جفنگ

رفت و تابوت thomas را بشكست

جاي دل لامپ در آورد به چنگ!

روح thomas چو چنين ديد پريد

با غضب كوفت به پشتش اردنگ

لاجرم خورد جوانك به زمين

لامپ از دست كجش!خورد به سنگ

ديد با ناله و با سوز و گداز

آيد از خاك thomas اين آهنگ

واي سيماي جهان گشت سياه

آي چشمان زمين شد بد رنگ!

منبع: طنز، کاغذ، قیچی