طلب عشق
يادمان باشد اگر خاطر مان تنها شد
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم
يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست
به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم
يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا
دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم
يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم
طلب سوختن بال و پر کس نکنيم
ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟
یاد من هست طلب عشق...
منابع: سپیده از پشت نقاب شب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت 10:17 توسط م
|