يادمان باشد اگر خاطر مان تنها شد

طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد

 طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم

يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست

 به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم

 يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا

 دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم

 یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست

دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم

 يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم

 طلب سوختن بال و پر کس نکنيم

ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟

یاد من هست طلب عشق...

منابع: سپیده از پشت نقاب شب